دو روز به عید 91 مونده
دُخی جونم
معنی عید برام معنی تولد تورو میده
دیگه عید رو با این فکر که تولدت دو روز بعد تعطیلات نوروز هست رو به خودم یاآوری میکنم
شد 2 سال
از نیمه دوم اسفند که شد تمام روزهام با مرور خاطرات روزهای آخر بارداریم و روز تولد تو میگذره
یک حسی داره این قضیه که ولم نمیکنه
همش به بابات میگم یادت دوسال پیش همچین روزهایی اینجوری ، اونجوری بود
یادته لحظه شماری میکردیم که ببینیم بچه مون وقتی به دنیا میاد چه شکلی و جنسیتش چیه ؟(آخه ما تعیین جنسیت نکردیم)
خلاصه همش به یادته و یادم میاد میگذره
اونروز به بابات گفتم که ترمه شد 2 سالش ...چقدر زود گذشت..و بعد بهش گفتم چشم رو هم بذاری شده 20 سالش و کم کم شاید بخواد ازدواج کنه ..افشین اونقت چهکار میکنی ؟ دیدم تو چشماش اشک جمع شد
بابات همیشه نسبت به این قضیه واکنش نشون میده
روزی که عقد کردیم ، دو روز بعدش بهم گفت : حالا میفهمم چقدر سخته یک دختر و از پدرش جدا کنی
حالا میفهمم دختر شوهر دادن واقعا سخته.
نمیدونم چرا 2 روز بعد عقدمون اینو گفت. یکم زود بود برای این نتیجه گیری اما کلا احساس کرد خودش شده یک پدر 50 ساله که دختر شوهر داده
وقتی هم تورو باردار بودم مبگفت : حتی اگر تعین جنسیت نکنی. من میدونم دختره ..چون خدا میدونه برام سخته یک روزی دخترمو بخوام دست کسی دیگه بسپارم برام ...و همیشه خدا منو تو بازیهای سرنوشت قرارم میده . پس حتما دختره ،که واقعا همین هم شد
عزیزم
این روزها همش یکجوری شاهد هستم بر احوالم و طغیانهام و بر تو که ساعت به ساعت رفتارهات بزرگتر میشه و آب روی آتیش من میشی.
این روزها همش به مرور خاطرات بارداریم و تولد تو میگذره.


دو روز به عید 91 مونده
